تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی مسجد الزهرا(س) - فرمایشات خداوند

فرمایشات خداوند


سوگند  به  روز  وقتی  نور می گیرد  و به شب  وقتی آرام  می گیرد که من نه تو را رها  کرد ه ام و نه با  تو دشمنی کرده ام.   افسوس که هر کس را به تو فرستادم  تا  به تو بگویمدوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان شدی که گمان توهم زده بردی خودت بر همه چیز  قدرت داری. و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی­توانی از او پس بگیری  پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی.  تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی، که من مهربان ترینم در بازگشتن.  وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من میمانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. این عادت دیرینه­ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده­ای. آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است؟ پس کجا میروی؟  پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟چه چیز جز بخشندگیم باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟  مرا به یاد می آوری؟ من همانم که بادها را میفرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود  من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمیستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه میدهم.  من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت میدهم برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه  با هم باشیمتا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم.  افسوس که هر کس را به تو فرستادم  تا  به تو بگویمدوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی.و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.  و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته امو مرا به مبارزه طلبیدی و چنان شدی که گمان توهم زده بردی خودت بر همه چیز  قدرت داری. و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی­توانی از او پس بگیری پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی.تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی، که من مهربان ترینم در بازگشتن.  وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من میمانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. این عادت دیرینه­ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده­ای. آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است؟پس کجا میروی؟پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ چه چیز جز بخشندگیم باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ مرا به یاد می آوری؟ من همانم که بادها را میفرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمیستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه میدهم.  من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت میدهم برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه  با هم باشیم  تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. 


برچسب ها: قدرت خداوند متعال،
[ یکشنبه 22 دی 1392 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ میلاد احمدپور ]